عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
598
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
زوال نعمت و فرود آمدن بلا و نقمت خوانندهتر از ايستادگى روى ستمكارى نيست ( كه نيست ) 73 ليس للعاقل ان يكون شاخصا الّا فى ثلاث خطوة فى معاد و مرمّة لمعاش او لذّة فى غير محرّم : سزاوار نيست آنكه مرد خرد از خود شخصيّتى نشان دهد مگر در سه جا قدمى كه براى آخرت بر داشته شود يا امر زندگانى را ترميم كند يا اين كه در عيش و لذّتى غير حرام بسر برد . 74 ليس شيء اعزّ من الكبريت الّا ما بقى من عمر المؤمن : هيچ چيزى از كيميا و گوگرد احمر عزيز تر نيست مگر آنچه كه از عمر مؤمن باقى مانده باشد ( كه در واقع آن از تمامى چيزها عزيزتر است و با يكدم آن مى توان دوران عمر هفتاد ساله را تدارك كرد اگر بشر به هوش آيد ) . 75 ليس ثواب عند اللّه سبحانه اعظم من ثواب السّلطان العادل و الرّجل المحسن : هيچ ثوابى نزد خداوند بزرگ بزرگتر از ثواب پادشاه دادگستر و مرد نيكوكار نيست . 76 ليس كلّ من طلب وجد : چنين نيست كه هر جويندهء يابنده باشد . 77 ليس كلّ من ضلّ فقد : چنين نيست كه هر گمشده از بين برود . 78 ليس الحليم من عجز فهجم و اذا قدر انتقم انّما الحليم من اذا قدر عفى و كان الحلم غالبا على امره : بردبار نيست كسى كه چون عاجز ( از فرو خوردن خشم ) گردد حمله آرد و وقتى كه قدرت يابد انتقام كشد بلكه بردبار كسى است چون قدرت يابد بگذرد و بردبارى بر ديگر كارش غلبه داشته باشد . 79 ليس على وجه الأرض اكرم على اللّه سبحانه من النّفس المطيعة لأمره : در روى زمين در نزد خداوند سبحان چيزى گرامى تر از نفسى كه مطيع فرمان خدا باشد نيست ( كه نيست ) . 80 ليس بمؤمن من لم يهتمّ باصلاح معاده : آن كس كه باصلاح كار آخرتش نپردازد و مؤمن ( بآخرت و حشر و عذاب ) نيست . الفصل الرابع و السبعون حرف اللام بلفظ لم ممّا ورد من حكم امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام فى حرف الّلام بلفظ لم قال عليه السّلام :